خانه وبلاگ
ايميل من
نویسندگان وبلاگ
سعیدی
آرشیو وبلاگ
فروردین ۸٩
تیر ۸۸
اردیبهشت ۸۸
دی ۸٧
آذر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤
بهمن ۸٤
دی ۸٤
آذر ۸٤
آبان ۸٤
مهر ۸٤
شهریور ۸٤
امرداد ۸٤
لینک دوستان
وبلاگ فارسی
پرشين وبلاگ
قالب هاي وبلاگ
جامعه مجازی
ماكرومديا ایکس
آمار وبلاگ
خروجی وبلاگ
لوگوی دوستان
اخبار ایران
سلام
تو را نادیدن ما غم نباشد که در خیلت به از ما کم نباشد
من از دست تو در عالم نهم روی ولیکن چون تو در عالم نباشد
ولیکن چون تو در عالم نباشد
دستم به نوشتن نمیاد. چطور میشه غم رو نوشت یا شور رو به تصویر کشید. حاله خوبیه. دلم برای خیلی چیزا تنگ شده. یه چیزی هست تو دل آدم که با هیچ چیزی پر نمیشه. محبت، عشق، وفا، علم، شوق، شور، صفا... اصلا هر چیزی که اسمشو بذاری نمی تونه جاشو پر کنه. یه جای خالی و چقدر هم عمیق. شاید بشه اشک ریخت و کمی تسلی پیدا کرد.
نکنه کسی بیاد سوء استفاده کنه بگه عجب آدماینا! مکتبشون غم!! کارشون گریه زاری!!!
میدونی، اصلا بگه. مگه خودش اینجوری نمیشه؟ آی کسی که اینو میخونی و حرفای بالا رو میگی. اینا یادت باشه تا وقتی حالت شبیه چیزی که گفتم شد، اونوقت حرف همو بیشتر می فهمیم. برایم دعا کن که اونوقت حرف تو برام عجیب نباشه.
پيام هاي ديگران () link شنبه ۱۱ خرداد ،۱۳۸٧ - سعیدی
