ماه مهربان من
اختيار

سلام!

«نگو از تو چشمام چیزی نمی خونی       تو که لحظه لحظه حالم رو میدونی»

    من می تونم...

    می تونم درس بخونم یا نخونم. می تونم بخندم یا گریه کنم. می تونم هر کاری که در حوزه اختیارم هست انجام بدم یا ندم. اما از درون حس نمی کنم مختارم. بیشتر انتخابهای ما بین راه های جزئیه. تو انتخابهای بزرگتر یا با عقل محدود میشیم یا با امکانات.

    دوست دارم جدا از محدودیتها، انتخابهایی که با روحم سازگاره داشته باشم. دوست دارم فلسفه بخونم. دوست دارم یه آهنگ ساز باشم. دوست دارم هفته ای یه بار برم کوه. دوست دارم شبهای کویر رو با دستهای باز حس کنم. دوست دارم ساعتها محو صدای رودی باشم که از کوه ها میاد. دوست دارم تو ساحل دریا راه برم و خیس بشم. دوست دارم رو یه سنگ بشینم و گیتار بزنم. دوست دارم نمازم رو یه تپه بخونم. بعدش از اونجا تا پایین بدوم. دوست دارم گلهای وحشی رو با دستام لمس کنم. دوست دارم با کسی باشم که دوسش دارم. دوست دارم جایی برم که کسی نباشه جز خدا، بعدشم بلند بلند حرف بزنم و هق هق گریه کنم. یا نور المستوحشین فی الظلم...

 

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ٢٧ خرداد ،۱۳۸٦ - سعیدی

بزن چنگ در پرده ارغنون

سلام!

                       مغنّی ملولم دوتایی بزن...

                                                                      ....

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ٢۱ خرداد ،۱۳۸٦ - سعیدی

روز وصل

سلام!

غم مـخور، ايّام هجران رو به‏پايان مى‏رود            اين خمـــارى از سر ما مـــى‏گساران مى رود
پــــرده را از روى ماه خويش، بالا مى‏زند           غمزه را سر مى‏دهد، غم از دل و جان مى‏رود
بلبل انـــدر شاخسار گل هويدا مى‏شود          زاغ بـــا صـــد شرمســـارى از گلستان مى‏رود
محفل از نــــور رخ او نورافشان مى‏شود            هر چـــه غيـــر از ذكــر يار، از ياد رندان مى‏رود
ابرها از نـور خـورشيد رخش پنهان شوند            پــــرده از رخســــار آن سرو خـــرامان مى‏رود
وعده ديــدار نزديك است، ياران مژده باد              روز وصلش مـــــى رسد، ايّام هجران مى‏رود

سید روح الله موسوی خمینی

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ۱٧ خرداد ،۱۳۸٦ - سعیدی

تذکر

سلام!

    با تشکر از همه دوستان عزیز و کسانی که نظراشون رو در مورد نوشته های این وبلاگ ارائه میدن، از این به بعد برای شفاف سازی و جلوگیری از هرگونه سوء تفاهم، نظراتی که به صورت بدون نام درج بشن رو در اینجا قرار نمیدم.

    جناب بدون نام بهتر بود خودتون رو معرفی می کردید که من و دوستان رو دچار اشتباه نمی کردید. از این به بعد اگه خواستید بیاید و نظر بدید با اسم واقعی تون بیایید. هر کسی که باشید، تصور نمی کنم لحنی که برای گذاشتن نظر استفاده کردید، هماهنگ با شخصیت مجهولتون باشه.

    اگر از دوستان من باشید که بسیار خوشحال میشم اسمتون رو هم بدونم، و اگر جزء دوستان من نیستید، دور از آداب اجتماعیه که لحن صمیمی رو برای گفتارتون انتخاب کردید. این فقط مختص دوستان و آشنایان عزیزیه که نسبت بهشون ارادت دارم.

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ٦ خرداد ،۱۳۸٦ - سعیدی

.: بيانيه :.

سلام!

    می نویسم پس هستم... من هنوز زنده ام و در عرصه وبلاگ نویسی ادامه حیات میدم. بر عکس تصوری که داشتم،‌ همچنان در سمت داتشجویی باقی ماندم. خیلی هم خوشحالم که از این دانشگاه تکراری تهران خلاص میشم میرم شریف (خائن دانشگاه فروش). اصلن هم دلم برای کسی تنگ نمیشه!!! دوره دکترا اصلن هم جذاب نیست، به نظرم دوران فسیل شدگیه! یه چیزی شبیه خیلی از استادای ما قبل تاریخ...! اگر نبود تکلیف و رسالت علمی و عهدی که استاد راهنما از من گرفته، هر آینه این سمت رو رها می کردم...

پ ن۱: هر گونه شایعه که در این مدت بر علیه من ساخته شده باشه رو شدیدا تکذیب میکنم.

پ ن۲: بیخود تهدید نکنید، حرفامو پس نمی گیرم...!

پ ن۳: قربون آقا...

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ٢ خرداد ،۱۳۸٦ - سعیدی