خانه وبلاگ
ايميل من
نویسندگان وبلاگ
سعیدی
آرشیو وبلاگ
فروردین ۸٩
تیر ۸۸
اردیبهشت ۸۸
دی ۸٧
آذر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤
بهمن ۸٤
دی ۸٤
آذر ۸٤
آبان ۸٤
مهر ۸٤
شهریور ۸٤
امرداد ۸٤
لینک دوستان
وبلاگ فارسی
پرشين وبلاگ
قالب هاي وبلاگ
جامعه مجازی
ماكرومديا ایکس
آمار وبلاگ
خروجی وبلاگ
لوگوی دوستان
اخبار ایران
بسم الله الرحمن الرحیم
والعصر
ان الانسان لفی خسر
الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر
صدق الله العلی العظیم
پيام هاي ديگران () link دوشنبه ۳٠ آبان ،۱۳۸٤ - سعیدی
سلام،
چرا...؟ چرا...؟ ....؟؟؟...
و ذهنی که پر از اين چرا گفتن هاست...
اما هر بار، يکی از اين چراجويی ها برای آدم جدی ميشه. بعضی وقتها به چراهايی می رسيم که بدون جواب دادن به اونا نميشه جلو رفت، يه جور ايستگاه که وادارت ميکنه به فکر کردن. بايد يه جوابی پيدا کنی...!
زندگی ما پر اين چراجويی هاست. اما چرا اينجا نوشتم، خوب الان رسيدم به اين سوال که چرا می نويسم. قبلا هم اين سوال رو داشتم از اول هم اين سوال بود... اما مسئله اصلی اينه: الان چرا می نويسم؟...
مطمئنا اين سوالی که هر وبلاگ نويسی از خودش می پرسه، چيزيه که براش وقت و انرژی صرف ميکنه، حتی اگه فکر نکنه، تخيل که ميکنه!
نوشتن من چه تاثيری در کل هستی و نظام جهانی داره؟ البته من نمی خوام وارد سوالات اساسی بشم، اما هر چيزی حتی اگر ما اونو به حساب نياريم و يا متوجه نشيم روی همه هستی، آدمها، درختا، درياها و .... تاثير داره. الان من تو ايستگاهم و هر احتمالی وجود داره. ممکنه ديگه ننويسم، ممکنه باز از اين ايستگاه عبور کنم و بنويسم، ممکنه...
ولی باز هم کلی سوال هست برای پرسيدن، پس چرا اين سوالات هميشه برای ما مسئله نيستند؟ فراموش می کنيم يا اينکه براشون جواب پيدا می کنيم؟ شايدم ديگه برای ما سوال نيستند. اما چرا؟...
حالا اگه گفتی چرا عکس بالا رو برای اين دفعه گذاشتم؟
يه راهنمايی:
کامنت يادداشت بعدی رو ببين!
پيام هاي ديگران () link یکشنبه ٢٩ آبان ،۱۳۸٤ - سعیدی
سلام،
همه حرفمو براش نوشتم، اما اسمشو پیدا نکردم، مثله اينکه شمارش پاک شده، گوشی از دستم افتاد. اگه نتونی این فاصله رو کم کنی، پس به چه درد می خوری؟...
ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست
منزل آن مه عاشق کش عیار کجاست
شب تار است و ره وادی ایمن در پیش
آتش طور کجا موعد دیدار کجاست
هر که آمد به جهان نقش خرابی دار
در خرابات بگویید که هشیار کجاست
آن کس است اهل بشارت که اشارت داند
نکتهها هست بسی محرم اسرار کجاست
هر سر موی مرا با تو هزاران کار است
ما کجاییم و ملامت گر بیکار کجاست
بازپرسید ز گیسوی شکن در شکنش
کاین دل غمزده سرگشته گرفتار کجاست
عقل دیوانه شد آن سلسله مشکین کو
دل ز ما گوشه گرفت ابروی دلدار کجاست
ساقی و مطرب و می جمله مهیاست ولی
عیش بی یار مهیا نشود یار کجاست
حافظ از باد خزان در چمن دهر مرنج
فکر معقول بفرما گل بی خار کجاست
راستی کسی شمارشو نداره؟...!
پيام هاي ديگران () link پنجشنبه ٢٦ آبان ،۱۳۸٤ - سعیدی
سلام،
به من آنقدر آرامش ده تا ديگر هيچ کس و يا هيچ چيزی نتواند در ضربان آهنگین قلبم خللی وارد کند، و تپش موجهای درونم دستخوش داستانهای خیالی نباشد. آنقدر مرا به خود پيوند ده تا از غير تو هيچ نطلبم و جز به تو اميدوار نباشم. و من تنها در آغوش تو آرام خواهم گرفت. آنهنگام شيرين ترين رويای من یکی شدن با توست و من اين زيبايی را با هيچ چيز عوض نخواهم کرد. تمام اشکهايم و تمام وجودم از آن تو!...
پيام هاي ديگران () link شنبه ٢۱ آبان ،۱۳۸٤ - سعیدی
سلام،
ديروز با صبا زير بارون راجع به زندگی، خدا، مسير، ... حرف می زديم. شروع کرديم به حساب کتاب و به قولی دو دوتا چهارتا کردن که الان تو اين وضعيت بايد چيکار کرد. منم يه سری واقعيتها و امکانات و هدفهارو رديف کردم و شروع کردم به نتيجه گيری به ظاهر منطقی و حل معادلات.
صبا گفت: اين درست نيست.
گفتم: چرا؟
گفت: معادله ای که خدا توش نباشه شيطانيه.
گفت: من دوست دارم بگم دودوتا و خدا بگه پنج تا!...










خدايا تو را به هر توانی که برسانم باز همانی که بودی، اگر هزار بار از تو جذر بگيرم باز همانی، خدايا! اگر تو را به مخرج ببرم، کسرم بی معنی می شود، اگر تو را با چيزی جمع ببندم خودت می شوی و اگر تو را از چيزی کم کنم هيچ نمی ماند. خدای من! به من بگو چگونه تو را در معادلات وارد کنم! وقتی که ميايی تمام علامتها و معادلات بی اعتبار می شوند. با آمدنت مجهولاتم بيشتر می شود و بی تو جوابهايم همه غلط!... خدايا! به من بياموز چگونه...!
جمع غم و فراق را ضرب در آه می کنم
عشق تو اين حساب را زير سوال می برد
يه نکته: اگه زير بارون حساب کتاب کنيد، ممکنه فرداش مثله من همش سرفه کنيد يا احتمالا سرما بخوريد.
پيام هاي ديگران () link چهارشنبه ۱۸ آبان ،۱۳۸٤ - سعیدی
سلام،
امروز کلی سرچ برای پروژم کردم، يه چيزی در مورد فرستنده-گيرنده (ترنسيور) يه خورده خسته شدم، اومدم اينجا. به نظرم جالبه که شما رو با يکی از ابزارهای قدرت آشنا کنم تا کمی معنای ابرقدرت رو درک کنيم.
سيستم تعيين موقيت جهانی GPS
Global Position System

اوايل سده ۱۹۰۰ از آنتن های راديويی برای موقعيت يابی استفاده می شد تا اينکه دهه ۱۹۴۰ استفاده از رادارها گسترش پيدا کرد، اما هنوز مشکلاتی مثل برد کم و خطا و جود داشت تا اينکه از دهه ۱۹۷۰ دستگاه های موقعيت ياب جهانی متولد شدند و تا دهه ۱۹۹۰ توسعه پيدا کردند. تنها ارتش آمريکا دسترسی به کل سيستم داره يه چيزی مثل موشک کروز و يه مقدار کوچيک از اونو با سخاوت به دنيا ارائه می ده. هزينه نگهداريش بيش از ۴۰۰ ميليون دلاره که وزارت دفاع آمريکا به عهده داره. جالبه بدونيد که ارائه اين سيستم به بقيه کشورها با ايجاد يه مقدار خطای عمدی صورت می گيره.
اين سيستم ۲۴ تا ماهواره فضايی داره شيش مدار و تو هر کدوم چهارتا ماهواره، تو شکل می تونيد موقعيت اين ماهواره ها رو ببينيد.
چند تا کاربرد:
هدايت در مناطق جنگی، هدايت هواپيما و موشکها و کشتی ها، تعيين زمانهای دقيق، نقشه برداری، کشف و حفر معدن، جنگلداری و ساخت پل و ...
********
اگه گفتيد اگه شيطان بزرگ يه روزی تصميم بگيره سخاوتمندی خودشو کنار بذاره و يا يه اختلال کوچيک ايجاد کنه، چی ميشه؟ اين اتفاق اونقدر وحشتناکه که من جرات ندارم تخمينی از تلفات انسانی و مالی ارائه بدم.
سقوط هواپيماها، گم شدن کشتی ها، برخورد قطارها، قطع برق، ... يک انفجاره بزرگ که آرزو می کنيد هر بيشتر از تمدن دور باشيد. و ارتش آمريکا می تونه در ظرف چند لحظه تمام دنيا رو فتح کنه. وای! اين می تونه يه موضوع توپ برای فيلمسازا باشه! يه چيزی مثله جنگ ستاره ها. فکر کنيد يه عالمه يازده سپتامبر بدون وجود تروريستهای اصيل يا بدلی ...
تصور اين اتفاق به قدری تاسف باره که اروپا رو به فکر ايجاد يه سيستم جديد انداخته تا وابستگی خودشو کم کنه.
راستی عيدتون مبارک
پيام هاي ديگران () link پنجشنبه ۱٢ آبان ،۱۳۸٤ - سعیدی
سلام،
الهی هب لی کمال الانقطاع اليک . . .

کاش می شد او را در آغوش گرفت و بر ماه روی او بوسه زد. کاش می شد سکوت بود و در آه های آسمانی محو شد و يا فريادی بود و تا بينهايت بالا رفت.
پيام هاي ديگران () link پنجشنبه ٥ آبان ،۱۳۸٤ - سعیدی
سلام،
بسم الله الرحمن الرحيم
«انا انزلناه في ليله القدر. و ما ادريك ما ليله القدر. ليله القدر خير من الف شهر. تنزل الملائكه و الروح، فيها باذن ربهم من كل امر. سلام هي حتي مطلع الفجر. »
ما آن را فرود آورديم درشب قدر. و چه میدانی كه شب قدر چيست؟ شب قدر از هزار ماه برتر است. فرشتگان و آن روح دراين شب فرود میآيند. به اذن خداوندشان از هر سو. سلام بر اين شب تا آنگاه كه چشمه خورشيد ناگهان میشكافد!
********* ********* *********
تاريخ قبرستانی است طولانی و تاريك، ساكت و غمناك، قرنها از پس قرنها هم تهی و هم سرد، مرگبار و سياه و نسلها در پی نسلها، همه تكراری و همه تقليدی، و زندگیها، انديشهها و آرمانها همه سنتی و موروثی، فرهنگ و تمدن و هنر و ايمان همه مرده ريگ!
ناگاه در ظلمت افسرده و راكد شبی از اين شبهای پيوسته، آشوبی، لرزهای، تكان و تپشی كه همه چيز را بر میشود و همه خوابها را برمیآشوبد و نيمه سقفها را فرو میريزد. نشانههايي از يك «توليد بزرگ»، شبی آبستن يك مسيح، اسارتی زاينده يك نجات!
و اكنون، براندام اين اسلام اسلكت شده، بر گور اين نسل مدفون و برقبرستان خاموش ما . . .
چه جهل زشتی است در اين شب قدر بودن و در زير اين باران ماندن و قطرهای از آن برپوست تن و پيشانی و لب و چشم خويش حس نكردن، خشك و غبار آلود زيستن و مردن!
و آن روح، روح القدس، جبرييل پيامآور خدايی برتو نازل میشود و آنگاه بعثتی، رسالتی، و برای ابلاغ، از انزوای زندگی و اعتكاف تفكر و عبادت وخلوت فراغت و بلندی كوه فرديت خويش به سراغ خلق فرودآمدنی و آنگاه، درگيری و پيكار و رنج و تلاش و هجرت و جهاد و ايثار خويش به پيام!
كه پس از خاتميت، پيامبری نيست، اما هر آگاهی وارث پيامبران است!
باران غيبی باريدن گرفته است، گوش بدهيد، زمزمه نرم و خوش آهنگ آن را میشنويد، حتی صدای روييدن گياهان را در شب اين كوير میتوان شنيد.
سلام بر اين شب، شب قدر شبی كه از هزار ماه، از هزار سال و هزار قرن برتر است، سلام، سلام، سلام،... تا آن لحظه كه خورشيد قلب اين سنگستان را به ناگاه بشكافد، گل سرخ فلق برلبهای فسرده اين افق بشكفد و نهر آفتاب بر زمين تيره ما ... و بر ضمير تباه ما نيز جاری گردد. تا صبح بر اين شب سلام !
علی شريعتی- خودسازی انقلابی - مجموعه آثار ۲
پيام هاي ديگران () link دوشنبه ٢ آبان ،۱۳۸٤ - سعیدی
سلام،
امروز حافظ باز کرديم، خيلی قشنگ بود، حيفم اومد که اينجا نيارم، نمی دونستم که حافظ همچين شعری داره.
پيام هاي ديگران () link یکشنبه ۱ آبان ،۱۳۸٤ - سعیدی
